Quest NET

موضوع وبلاگ : فقط اطلاعات نسبی از بازاریابی اینترنتی و کمپانی کوئست

 
علل شکست افراد در کوئست
نویسنده : امید - ساعت ٢:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٧
 

برای موفقیت در تجارت گلدکوئست ، جلسه هر فرد با خودش ، موثرترین جلسه اوست. تا روی کار خودش تمرکز کند و بپرسد: «الان در کجای این کار قرار دارم؟» این دیدی که Beginner هستیم اگر از بین برود آن روز ، روز شکست ما است . به قسمتهایی از CD یک آموزشی اشاره میکنم.


هشت دلیل برای شکست افراد در این حرفه وجود دارد :
۱- جدی نگرفتن کار: فکر میکنند که این یک کار موقت است یا کار کسانیست که شغل دیگری ندارند که انجام بدهند . اما باید توجه داشته باشیم که چیزی به نام تجارت موقت نداریم ! بلکه تاجر موقت داریم ! اغلب کار را جدی نمیگیرند چون همه فکر میکنند که برای راه اندازی یک تجارت موفق نیاز به سرمایه‌ بالایی دارد . خیلیها میگویند امتحان می‌کنم اگر خوب از آب درآمد آن را جدی خواهم گرفت . داشتن چنین چهارچوب ذهنی مثل این است که یک تاجر بگوید که من در یک نانوایی سرمایه گذاری می کنم اگر خوب بود سپس آن را جدی میگیرم . پس اول باید جدی گرفت و بعد باید پول درآورد .
بهترین کود برای یک مزرعه جای پای دهقان است . یعنی باید در آن مزرعه قدم بزند و کار کند و شخم بزند و آبیاری نماید .

۲- شک (Doubt): آفت این تجارت است . این کار ایمان میخواهد .(مثل هر کار دیگری) در این کار با وجودیکه هنوز خودتان چکی نگرفته اید به خاطر اینکه طرح را دیده اید ، حس کرده اید ، شاهد موفقیت دیگران بوده اید ، سپس ایمان آورده اید .
به افراد تازه کار هشدار بدهید که از منفی بافان و رویادزدان دوری کنند . وارد مشاجره نشوید مگر آنکه شما صاحب نفوذ باشید و :
                                         واقعا از منفی بافان دوری نمایید 


این افراد در حقیقت با منفی بافی خود میگویند: تو چطور به خودت جرئت میدهی فکر کنی که میتوانی برتری داشته باشی درحالیکه مثل ما هستی ؟
در عوض به افرادی نزدیک شوید که عاشق اینکار هستند. بعد از یک مدت ، همه افرادی که به شما میگفتند «نــه!» وقتی موفقیتهای شما را ببینند ، به شما نگاه میکنند و میگویند که کار خوبی است .

(توضیح اینکه: دوری از منفی بافان خیلی جاهای دیگر هم توصیه شده است. مثلا در تعلیمات مذهبی  به مردم کم اطلاع گفته میشود که از کفار دوری کنید و کتابهای ضاله را نخوانید اما از افراد عالم و صاحب نفوذ میخواهند که برعکس بیایید و با کفار بحث کنید . پس باید دقت کرد که وارد مشاجره نشوید مگر آنکه شما صاحب نفوذ باشید)

به جای دلسرد شدن به موفقیت فکر کنید. به باور فکر کنید و بگویید چرا فلانی ، موفقیت را درک نکرد . اگر شما را پس زدند به دلیلش فکر کنید .
شما معیار اصلی شبکه خودتان هستید و چه بخواهید و چه نخواهید روی آن شبکه نفوذ دارید . پس هر چیز منفی را به سمت بالا و هر چیز مثبتی را به سمت پایین هدایت کنید و خیلی مهم است (Negative UP   &   Positive Down)

(اگر زیرمجموعه هایتان شما را منفی ببینند ، این منفی و ناامید بودن شما به زیرمجوعه تان duplicate میشود . آنها هم زیر مجموعه هایشان را دو برابر نا امید میکنند)

۳- کسانی که برای آموزش دیدن در این تجارت وقت نمیگذارند: برای موفق شدن در این رشته باید تمام جوانب آن را مطالعه نمود. هر چه بیشتر بدانید ، مسلطترید . تا آنجایی که میتوانید در مورد شرکت چیز یاد بگیرید. مثلا: چرا شروع به کار کرده؟ ... چرادر هنگ کنگ؟ ...مدیرانش چه کسانی هستند؟ ... چطور توانست با ضرابخانه سلطنتی استرالیا همکاری کند و ۳۰۰۰ شرکت در حال حاضر در دنیا از این طریق فعالیت می‌کنند .
هر چه بیشتر بدانید اعتماد به نفستان بالا می‌رود. پس خود را از منافع و امتیاز آگاهیها محروم نکنید .

۴- فکر میکنند که این کار ، راه سریعی برای پولدار شدن است: اگر یک سازمان بزرگ با چکهای بزرگ میخواهید؛ باید یکسری فداکاریهایی هم انجام بدهید . مثلا از چند تفریح و مهمانی و ... چشمپوشی کنید. باید بهای موفقیت در این کار را حساب کرد .
در این کار باید دیگران را برای لیدر شدن پرورش داد و این کار زمان میبرد. پس این حرفه پولدرار است (۱۰۰٪) اما نه به سرعت !

۵- خیلیها هستند که تمرکز ندارند: تمام افراد موفق تمرکز دارند . قانون اول مبارزه میگوید که تمرکز همان قدرت است. Levi Strauss با دوخت شلوار جین به همه جا رسید و فقط جین تولید کرد. البته به تازگی پیراهن هم دوخت اما بعد از حدود ۱۳۰ سال تولید جیـن! چیز زیادی بلد نیست درست کند اما جین را خوب بلد است !

۶- نمیدانند که چطور دیگران را پرزنت کنند: اگر نتوانید کارتان را معرفی کنید ، کسی شما را جدی نمیگیرد . اگر مشتری خودتان را بیاورید در جلسه بدون آنکه خودتان بتوانید معرفی کنید ، فکر می‌کند که شما کار را جدی نگرفته اید . البته قرار نیست که همان اول بتوانید معرفی کنید اما بعد از چند ماه باید بتوانید و اگر بتوانید ، مشتری می‌داند که شما کار را جدی گرفته اید .
پس چگونگی معرفی کار را یاد بگیرید و آموزش بدهید .

۷- آینده را نگاه نمیکنند(فقدان آینده نگری): یعنی فقط امروز را میبینند . وضع مجموعه را در ۶ ماه آینده در نظر بگیرید . آینده شما در آینده بستگی به کارهایی دارد که در آینده انجام میدهید یا نه ؟
۵ سال دیگر بالاخره میرسد چه امروز به فکرش باشید و چه نباشید . آینده به شما خیره شده است . شما میخواهید چه کار کنید ؟

۸- کسی که شکست میخورد بینش ندارد: به آدمهای بدون بینش امید نبندید . بدون بینش انسان از بین میرود . بینش انسان را به تکاپو وا میدارد . بینش به انسان جسارت میدهد . بینش کاری که هر روز انجام میدهید را متنوع میکند . اگر می‌خواهید در کاری موفق بشوید اول مشحص کنید که هدفتان چیست و چه چیزی را هدف گرفتهاید ؟

و اینکه برای اهداف خود ارزش گذاری کنید و آنها را فراموش نکنید.

فراموش نکن: حتی اگر به هیچ چیز ایمان نداری به خودت ایمان داشته باش.

 


 
comment نظرات ()
 
 
12روش برای ایجاد نشاط در زندگی
نویسنده : امید - ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٧
 

 

 

1.   به خود اجازه دهید تا شاد باشید .

حتما در زندگی خود موفقیت هایی کسب کرده اید که دوست داشته باشید شاد باشیدو لذت ببرید ولی در همان زمان  زمزمه ای در سر خود شنیده اید که: الان وقت شادی نیست.انسان موجود خارق العاده ای است که قادر است در آن واحد بسیاری از حیجانات و احساسات را در ذهن خود تداعی و حس کند. هر گاه خود را از لذایذ زندگی بی  نصیب کنید یعنی از یک زندگی کامل محروم کرده اید.اینجاست که باید با خود عهدی ببندید و آن این است که موجب این پیمان به خود اجازه بدهید که از هر چیز پسندیده ای لذت ببرید.پ

شادی و نشاط را در طبیعت پیدا کنید.

 

 2.   شادی و نشاط را در طبیعت پیدا کنید.

آن قدر در برنامه روزانه خود غرق نشوید که از زیبایی های دنیای اطراف غافل شوید. هر چیزی که دارای استعداد بالقوه باشد میتواند برای شما شادی آور باشد این نکته را سر لوحه زندگی خود و فرزندانتان قرار دهید.

 

 3.   به دنبال عوامل اصلی ایجاد شادی و نشاط باشید.

منتظر نباشید تا شادی به دنبال شما بیایید بلکه شما به دنبال انجام کارهایی باشید که به زندگیتان نشاط هدف و معنا بدهد. مثلا خوب است که به فکر نوشتن یک برنامه زندگی برای خود باشید. برنامه ای که در آن نکاتی درج شده که رعایت آن ها انگیزه ی شادی و نشاط را در شما زنده میکند.مواردی از این قبیل عشق ورزیدن بالا بردن سطح سلامتی و نشاط بچه ها تحکیم روابط دوستانه بودن فردی مجرب و قابل اعتماد تکیه گاهی مطمئن برای افراد کم تجربه و نا آزموده و بدین ترتیب داشتن زندگی پر محتوا.

 

4.       به هشدارهای درونی شادی بخش توجه کنید.
شادترین مردم کسانی هستند که راه خود را در زندگی پیدا کرده اند و راهکارهای لازم را برای رسیدن به هدفشان و کسب شرایط بهتر چه از نظر روحی و چه از نظر جسمی به دست آورده اند. به عنوان مثال ، اگر از موقعیت شغلی خود و در آمدتان راضی نیستید طوری که روحیه و انگیزه کار را از دست داده اید این پایان راه نیست بلکه با یک راهکار کوچک ، می توانید خود را از نظر روحی تقویت کرده و در خود انگیزه ایجاد کنید.

5.       شادی را خلق کنید.
انجام کارهای خارج از منزل ، تنظیم مخارج خانواده و یا حتی پرداخت صورتحساب های منزل از جمله کارهایی هستند که به شما کمک می کنند تا قابلیت های خود را پیدا کنید و به حس خودباوری برسید و از این حس لذت ببرید . بدین ترتیب شما میتوانید بازتاب این اعمال را در چهره راضی خانواده پیدا کرده و ببینید.

6.       ایجاد صداهای موزون و خوش آهنگ.
شوخ طبع باش، ترانه های روح بخش بخوان، از طریق صدا حس لذت و رضایت از زندگی را منتقل کن ، رضایت را با صدای بلند ابراز کن، سعی کن با دیگران بخندی اما یادت باشد هرگز به دیگران نخند.

7.       شادیمان را تقسیم کنیم.
با تقسیم شادی هایمان با دیگران می توانیم آن را شدت ببخشیم. فرمول ساده دیگری که من آن را در زندگی دنبال می کنم این است که همیشه سعی می کنم شخص مقابلمان را خوشحال کنم. امتحان کنید خواهید دید که چه احساس خوبی به شما دست خواهد داد.

8.       از فرط شادی به هوا بپرید.
شما در حالت عادی و به طور معمول به بالا و پایین نمی پرید(گر چه ، اگر احساس می کنید انجام این کار اشکالی ندارد و شما را راضی می کند چرا که نه ؟) این حالت زمانی رخ می دهد که شما از موضوعی که باعث نگرانی و ناراحتی شما بوده رضایت و خشنودی کسب کرده باشید . اگر شما فرد پر ذوق و شوقی باشید افرادی هم که با شما در تماسند تمایل پیدا می کنند تا در این شادی شریک شوند یعنی از شما انرژی مثبت بگیرند.


9.       اگر شادی را در میدان دید خود پیدا نمی کنید پس چشم انداز را تغییر دهید.
چشم های خود را به چیزی بدوزید که به شما انرژی مثبت می دهد، در غیر این صورت میدان دید خود را تغییر دهید که آن مورد می تواند یک فاکتور کوچک یا بالعکس بزرگ باشد. به عنوان مثال: من یک باغبان عاشق هستم، من اغلب به حیاط نگاه می اندازم به این منظور که چه کارهایی لازم است تا انجام دهم و این کار را با عشق انجام می دهم و از انجام دادنش انرژی می گیرم کارهایی از قبیل شخم زدن خاک، کندن علف های هرز ، کوتاه کردن شاخه های درختان و ...   و باید بگویم که من به عکاسی نیز علاقه مندم و یک عکاس آماتور هستم تمام چشم انداز من یک شاخه گل یا برگ درخت است ولی با این وجود از درون آن لنز و از آن چشم انداز کوچک و ساده زیبایی های زیادی را می بینم و لذت می برم. گاهی لازم است که حوزه دید خود را گسترش دهید، کنار مشکلات بایستید و روی آن تمرکز داشته باشید و در حین تمرکز ، با فکر کردن بر روی مسائلی که به شما انرژی مثبت می دهد بر مشکل غلبه کنید.   

10.   پیش به سوی پیروزی.
گاهی اوقات رتهی که شما در آن قدم گذاشته اید مایوس کننده است و دیگر فرق نمی کند که چقدر حرکتتان کند است یا نگاهتان سرد است. در واقع، افق دید شما کور شده است، این سوپاپ اطمینانی که دیگر وقت آن رسیده که روش جدیدی را در زندگی در پیش بگیرید و برای دستیابی به این روش نیاز به برداشتن گامی بزرگ نیست بلکه با یک قدم کوچک به اندازه قدم یک کودک می توان این تحول را ایجاد کرد. باید در پی دستیابی به یک برنامه ترغیب کننده و جدید در کارتان باشید از مسیرهای مختلف به منزل بروید ، با همسایه های جدید آشنا شوید. زبان جدید یاد بگیرید. با کسی دوست شوید که فکرش با شما متفاوت است . راه ها محدود نیستند اگر بخواهید می توانید از مسیرهای دیگری نیز وارد شوید.

11.   با نشاط از خواب برخیزید.
به محض اینکه صبح از خواب بیدار می شوید به اولین چیزی که میتواند شما را خوشحال کند فکر کنید و لبخند بزنید. یک لبخند ساده می تواند به شما حس امیدوار کننده ای نسبت به روزی که در پیش دارید بدهد. یا قبل از اینکه کارهای روزانه را شروع کنید، به یک فضای سبز بروید، ورزش کنید به آوای پرندگان گوش کنید بدین ترتیب شما می توانید مقاومت بدن را در مقابل استرس ها بالا ببرید و سیستم ایمنی بدنتان را نیز تقویت کنید و در ضمن شادی را به زندگی بیاورید.

12.   به دنبال داشتن برنامه ای مفرح باشید.  
اگر شما برنامه ای داشته باشید که مشتاقانه در انتظار انجامش باشید، انتظار انجام آن می تواند روز شما را تا موقع انجام آن کار با نشاط و پر کند(انرژی مثبت). این برنامه نباید حتما برنامه شلوغ و حجیمی باشد بلکه می تواند در یک پیک نیک خانوادگی با غذا خوردن با یک دوست خوب خلاصه شود. حداقل هر سه هفته یک بار یک برنامه تفریحی این چنینی در تقویمتان ثبت کنید شما می توانید در انتظار شادی بودن را تجربه کنید.

 

با آرزوی شادی و سلامتی و ثروت برای شما

 


 
comment نظرات ()